ابو القاسم راز شيرازى

463

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

معلول توكّل كه حظوظ كونيّه است ، محجوب شده است از حقّ - جلّ و علا - كه سبب حقيقى توكّل است ؛ چنان‌كه حضرت مولاى متوكّلين ، امير المؤمنين به كسى فرمود كه در چه حالى ؟ گفت : « در حالت توكّل » ! فرمود : « چگونه است توكّل تو » ؟ عرض كرد : « اگر بيابيم ، مىخوريم و اگر نيابيم ، صبر مىكنيم » ! فرمود : « سگهاى شهر ما را نيز اين حالت است » ! پس عرض كرد كه : « چه قسم است توكّل شما » ؟ حضرت فرمود : « اگر بيابيم چيزى را ، بذل مىكنيم و اگر نيابيم ، شكر مىكنيم » . چنان‌كه روايت شده كه آن حضرت را بستانى بود ، به ده هزار دينار فروختند و وجه آن را تماما بذل به فقرا و مساكين فرمودند ، چون به حجرهء طاهرهء حضرت فاطمه ص تشريف آورد با دست تهى ، آن حضرت عرض كرد : « دو روز است من و تو و حسنين ص غذائى نخورده‌ايم ، كاش از وجه اين بستان ، يك رطل جو گرفته بوديد كه قوت يك‌شبه شود » ! حضرت فرمود : « آثار فقر ، در وجود اشخاص متعفّف چند ديدم كه شرم داشتم از آنكه اظهار نمايند و رفع تعفّف از ايشان شود ، لهذا بذل كردم بر ايشان » . بعد از آن ، حضرت رسول ص كه از گرسنگى دو روزهء اهل البيت مطّلع شدند ، دوازده درهم به حضرت فاطمه ص عطا فرمود ، آن حضرت نيز دراهم را خدمت حضرت امير ص سپردند ؛ آن حضرت با حضرت امام حسن ص به جهت تحصيل قوت بيرون آمدند ، ديدند كه نابينائى بر سر راه نشسته ، مىگويد : « خداوندا ! دوازده درهم قرض دارم ، جوانمردى را بفرست كه مرا از قرض نجات دهد » . حضرت امير به حضرت امام حسن فرمود : « دوازده درهم را به اين اعمى ده تا ما و او يكسان شويم » ! حضرت امام حسن وجه را به اعمى دادند و از او منصرف شدند ، ناگاه ديدند كه اعرابيى شترى دارد ، مىفروشد ، و آن حضرت را تحريص و ترغيب بر خريدن شتر كرد و محاسن بسيار از شتر عرض كرد ، آن حضرت به صد دينار آن شتر را از اعرابى به وعده